تبلیغات
پررود - مطالب ابر پندآموز
 
اهل کجایید؟!











تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :


آخرین عکس های فتوبلاگ من

 
 
نویسنده : داود نوروزی
تاریخ : شنبه 20 اسفند 1390
نظرات

چوپان پارسایى را گفتند: گرگ ها در میان گوسفندان تو اند

 و آسیب نمى رسانند.. از كى گرگها با گوسفندان آشتى كرده اند؟

 گفت : از آنگاه كه چوپان با خداى خویش آشتى كرده است.

حكایت شده است كه :

عارفى ، پارچه اى بافت و در بافت آن دقت به

كار داشت . چون آن را فروخت ،

به علت عیب هایى كه داشت ، به او باز گرداندند و او گریست .

اما مشترى گفت : اى فلان ، میگرى !

كه بدان راضیم . و او گفت : گریه من از این نیست .

بلكه از آن مى گریم كه

در بافت آن ، كوشش بسیار كردم و به سبب عیب هاى پنهانى ،

به من باز گردانده شد. و از آن مى ترسم

تا عملى كه چهل سال در آن كوشیده ام نپذیرند.

زاهدى پیر زن آسیابان را گفت:

گندم مرا آرد كن ! و گرنه به دعا خواهم كه خرت سنگ شود.

 زن گفت : خر رها كن ! و دعا كن

تا گندمت آرد شود!


مرتبط با: مذهبی ,